سه‌شنبه، خرداد ۱۰، ۱۳۸۴

حماسه قورقوت آتا

حماسه قورقوت آتا به سده های11ـ 10 میلادی وحتی بعضی از فصول آن به قرن های 7ـ6 مربوط میباشد. از اینرو جهت شناخت ساختار اجتماعی، اقتصادی، سنن و رسوم کهن ترکمن ها دارای اهمیت میباشد
ملت هنردوست ترکمن، ترانه ها و آهنگها ی موسیقی را دوست می دارد.غم وشادی خویش را به شکل شعر وترانه بیان می کند. بر مشکلات و حتی دشمنان خود به نیروی اشعار، ترانه و آهنگ پیروز میشود. در این اثر حماسی به این مهم توجه ویژه ای مبذول شده است. همه قهرمانان حماسه قبل از آغاز نبرد با شعر و ترانه خود به رویاروئی دشمن می روند و با چنین برخوردی خشم دشمن را فرو می نشانند و بر او چیره می شوند
قورقوت آتا در طول داستان نقش شخصیتی شاعر و متحد کننده را ایفا می کند. فقط شخصیت هایی چون «بایاندئر خان»،«سالئر قازان» و «قورقوت آتا» در طول تمام داستان حضور دارند. ایده اصلی داستان قهرمان پردازی است. در این داستان زنان ودختران هم همچون مردا ن در کارهای زیادی شرکت دارند
گرچه هر یک از حکایت های این داستان حماسی دارای سوژه ها و قهرمان های مختلفی است، ولی همگی بیانگر وضعیت داخلی و خارجی "اوغوزها" با آداب وسنن یکسان آنها میباشد و همه قهرمانان داستان توسط قورقوت آتا بهم مربوط میشوند
حماسه قورقوت آتا برای شاعران، نویسندگان و باخشی های ترکمن نقش راهنما را ایفا نموده است
کسب و کار اصلی تیره اوغوز (ترکمن ها) در آن دوره اساسا دامداری بوده است. بهمین خاطر همیشه در حال کوچ از محلی به محل دیگر و از ییلاق به قشلاق بوده اند. سرمایه آنها متشکل از شتر و گوسفند، در جشن های مهم خویش این حیوانات را ذبح می کرده اند. اما به غیر از گله های شتر و گوسفند برای استفاده در جنگ و و شکار، اسب های تربیت شده مخصوصی داشته اند، همچون "قیرآت" کوراوغلی، اسب ها صاحب لقب هایی چون "بوزآت" و "قونقور آت" بوده اند. حتی دشمن با دیدن اسب حریف خود، وی را می شناخته اند
در حماسه قورقوت آتا به مسئله ای مثل چند همسری، داقئلما، آداقلیق و یا مهریه برخورد نمی کنیم و حتی به تعیین شیر بها فقط در یک مورد برخورد می کنیم، اما در همان جا نیز شخص معیوب العقلی به نام "قاراچار" طلب شیر بها می کند
یکی از ایده های اصلی این حماسه را خردگرائی و تائید پیروزی حق بر بیعدالتی تشکیل می دهد خیانت چهل تن از نوکران "درسه خان" حاکی از نفوذ دشمن در صورت عدم هوشیاری، حتی در بین خود جمع میباشد. گول خوردن" درسه خان" پیر بر اثر ناهوشیاری و در نتیجه گرفتار شدن وی به مصیبتی بزرگ در کتاب آورده شده است
"درسه خان" از بی فرزندی رنج می برد ولی صاحب فرزند شدن حتی به فکر ازدواج دوباره هم نمیافتد. علت اصلی این امر نبود چند همسری در آن دوره میباشد
این داستان ما را با آداب و سننی چون شکار، جنگاندن گاوهای نربا هم، قاب بازی و دعوت از باخشیها آشنا میسازد
در آخر داستان شکست دشمن طماع بازگویی میشود(افتادن دشمن در چاهی که خود کنده). دارا بودن احترام و شخصیت و حتی لازم بودن هنر از جان گذشتگی برای کسب میراث پدری بروشنی نشان داده می شود. در حین تعلیم دادن قازان به پسر خود، لشگر دشمن به او حمله ور می شود. در طی نبرد قدرت و دلاوری بگ نشان داده می شود. بگ های دیگر نیز شجاعانه می جنگند. در اینجا حتی از خودگذشتگی زنان نیز ترسیم میشود. "بورلا" زنی از تیره اوغوز با دختران تحت فرماندهی اش شجاعانه به صفوف دشمن حمله می کند و یکی از سردسته های دشمن را از بین می برد
انسان های قدیم علت رعد و برق و ماه گرفتگی را بدرستی نمی دانستند. آنها تصور می کردند چیزهایی وجود دارند که این پدیده ها به فرمان آنها رخ می دهد. مثلا "بورقوت دیوانا" را خدای باران و یا "حایدر بابا" را خدای باد و ...می دانستند
آنها بر این باور بودند که برخی از این خدایان قابل رویت بوده و بعضی نیز قابل رویت نمی باشند.از همین رو اعتقاداتی به موجودات خیالی چون دیو، جن و پری، اژدها و غیره داشته اند. بهمین خاطر ما به وجود این موجودات خیالی در قصه ها، داستان ها، روایات بر می خوریم. در این داستان ها علیرغم تصویر خوفناک از این موجودات خیالی برنده نهائی باز انسان ها هستند. و حتی گاه دیوهای شکست خورده به انسان ها کمک می کنند. این روند بازگو کننده این حقیقت است که هیچ موجودی برتر از انسان نیست
همه بخش های "حماسه قورقوت آتا" علیرغم سوژه ها، معانی و قهرمان های مختلف بیانگریکی بودن آداب، سنن و اوضاع زیستی ترکمن های آن دوره می باشد. علاوه بر این برخی از شخصیت هایی که در این اثر حماسی نقش دارند از جمله " بایاندئر خان"، "سالئر قازان" و بویژه شخصیت "قورقوت آتا" بخش های مختلف داستان را بهم مربوط می سازند
از اینرو حماسه " قورقوت آتا" بیانگر وقایعی است که تیره های مختلف اوغوز از سر گذرانده اند. برای تربیت جوانانی میهن پرست و مبارز این اثر حماسی از ارزش والائی برخوردار است
مأتی کوسایف 1950

تهیه و تنظیم از : ر.اجانلی

0 Comments:

ارسال یک نظر

<< Home