شنبه، بهمن ۲۲، ۱۳۸۴

تحلیلی از وقایع تاریخی سالهای 57/58 شمسی " ترکمنصحرا" ، ( بخش اول)

مقدمه:

اکنون قریب 26 سال از جنبش مترقی ترکمنصحرا و شکل گیری حرکتهای حق طلبانه ملیت ترکمن در ترکمنصحرا می گذرد. حرکتی که در جریان آن مردم محروم و تحت ستم ترکمنصحرا با اتحادی بی نظیر و با تشکیل دادن سیستم شورایی تولید در اداره امورات صنفی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی منطقه تجا رب دموکراتیک ارزشمندی را نه فقط برای مردم منطقه بلکه برای تمامی مملکت ایران از خود به یادگار گذاشتند. ارزش این دستاوردها آنچنان بالا و گرانمایه بوده است که حتی بدخواه ترین و مغرض ترین دشمنان آزادی مردم نیز تاکنون نتوانسته اند به نفی و انکار مطلق آن بپردازند. ازآنجایی که بنیانگزاران و مبتکران این حرکت ملی و دموکراتیک شعارهای برابر طلبانه و دموکراتیکی را در پیش گرفته بودند نه تنها حمایت یکپارچه ای ملیت ترکمن را بدست می آورند و بلکه از جانب ملیتهای محروم و بسیاری از جریانات مترقی ایرانی آن دوران نیز مورد حمایت قرار می گیرند! بنابر این حرکت ملی و دموکراتیک ایحاد شده در ترکمنصحرا را می توان یگانه مدل و الگویی تلقی کرد که منطبق بر علائق درونی ملت های تحت ستم و بسیاری از نیروهای دموکراتیک و تحول خواه ایرانی است.
به دلیل جا افتادن حرکت های ملی-دموکراتیک ترکمنصحرا در اذهان عمومی که خود در تاریخ تحولات سیاسی و اجتماعی ایران جایگاه و منزلت خاصی را پیدا نموده بود طیف بندی های انحصارگر و دگم اندیش حکومتی که مستقیما در به خاک و خون کشیدن مردم وسرکوب این حرکتها نقش فعال داشته اند هر چند مدتی یکبار و اما به طور مستمر با زدن انگ ها و اتهاماتی غیر واقعی به گردانندگان این جنبش سعی می نمایند تا واقعیات تابناک جنبش ترکمنصحرا را قلب نموده و به نفی آن بپردازند. طبیعتا با وارونه جلوه دادن واقعیات و جعل آن نمی توان از ارزش و منزلت یک حرکت آنهم به اهمیت جنبش "ترکمنصحرا" که عمیقا در دل مردم نشسته و جزو تاریخ آنان گردیده است کاست و بدون تردید بدخواهان و مخالفان این حرکت ها نیز جز خود افشاگری نتیجه دیگری از تلاشها و سماجت های خود دریافت نخواهند نمود. واما علیرغم این واقعیت بدیهی از آنجایی که تاکنون جمع بندی جامع و کاملی از دستاوردهای این حرکت بویژه از جانب بنیانگزاران و دست اندرکاران آن صورت نپذیرفته است که اساسا قابل انتقاد می باشد این احتمال را هم می بایستی در نظر داشت که تا عوامل حکومتی و یا حتی برخی از عناصر مغرض و فرصت طلب !! که مطلقا نقش اساسی و مسئولانه را در قبال حوادث آن دوران نداشته اند به سیاق خود به بررسی وقایع آن دوران پرداخته و به مغشوش کردن اذهان مردم بپردازند. بنا بر این جا دارد تا با ارائه اطلاعات درستتر و واقعی تر دین خود را در قبال ارزش های آفریده شده که به قیمت جان و هستی صدها نفر و آواره و بی خانمان شدن هزاران نفر از بهترین فرزندان ملیت ترکمن تمام شده است ادا بنمائیم.


مروری کوتاه در چگونگی شکل گیری حرکت های آن دوران

برخلاف اظهارات دست اندر کاران حکومت اسلامی که عادت دارند ریشه و منشا هر حرکتی را یا به نیروهای غیب و یا به عوامل بیگانه!! منتسب نمایند فعالیت در " ترکمنصحرا" به ابتکار طیفی از نیروهای جوان روشنفکری ترکمن که اکثرا در دانشگاهها و مدارس عالی ایران با جنبش چپ آن دوران و بویژه سازمان فدایی آشنایی و یا پیوندهایی داشته اند پایه ریزی میگردد. در این دوره که هنوز نظام ستم شاهی نفس های واپسین خود را می زند این عده با اتخاذ ابتکاراتی ویژه و کاملا مستقلانه که ریشه در شناخت و پیوند آنان با مردم و تاریخ ترکمنصحرا داشته است به فعالیت می پردازند. به دلیل ویژه گی شهر گنبد ( بزرگترین شهر ترکمن نشین آن دوران) این شهر به مرکز فعالیت های نیمه علنی تبدیل میگردد و فعالیت های سیاسی و فرهنگی از این نقطه و در ارتباط نزدیک با دیگر شهرها و مناطق ترکمنصحرا پیشبرده شده و هماهنگ می گردد. استقبال و حمایت بخش وسیعی از کارمندان و فرهنگیان مترقی ترکمن که خود در نضج و شکل گیری فعالیت های فرهنگی و ادبی در منطقه نقشهای زیادی را داشته اند پلی می شود دربین آنان با مردم و فی البداهه موقعیت آنان را در سازماندهی فعالیت های سیاسی و فرهنگی مستحکم تر می نماید.
داشجویان و کارمندان و دانش آموزانی که در این مقطع در منطقه فعالیت می کردند نه تنها از هیچ سازمان و یا گروههای سیاسی دیگری تغذیه نمی شده اند بلکه بالعکس به ابتکار خود و به همت فعالیت های شبانه روزی خود به قلب مردم ترکمن صحرا نفوذ نموده و با دردها و تمایلات و خواستهای آنان انس می گرفته اند. بدون شک شعارهایی که این طیف که با عنوان " فدائیان ترکمن" بر در و دیوارهای شهر گنبد و نقاط دیگر نقاشی نموده بودند هنوز هم از خاطر بسیاری از مردم مشتاق زدوده نشده است. این طیف از نیروهای سیاسی منطقه مسئله حق تعیین سرنوشت ترکمنان بدست خود را در ایرانی آزاد و دموکراتیک و بدون شاه و امام مطرح می نموده اند و در این راستا نیز خواهان اداره املاک و زمینهای کشاورزی ترکمنها که با زور و حیله مورد غصب خاندان پهلوی و کارگزاران آن قرار گرفته بود! می بوده اند. شعارهایی همانند اوقو گه رگ حاط گه رگ ترکمنچه مکتب گه رک.و یا الدن گیدن یرلری قایتاریب آلماق گه رگ از ابتکاران این طیف از روشنفکران ترکمن بوده است. شعارهایی که به خاطر اصالت خود بسرعت به شعارهای مردمی روز تبدیل می گردد.
گسترش فعالیت های این جمع در آستانه سرنگونی رژیم شاه به بنیانگزاری اولین نهاد علنی دموکراتیک ترکمنها و با نام " کانون فرهنگی و سیاسی خلق ترکمن" در گنبد منجر میگردد که به خاطر داشتن پایگاه مردمی بسیار وسیع خود از جانب مردم ترکمنصحرا بسان شبه حکومتی تلقی گردیده و به طور شبانه روزی و با جان و دل حفاظت میشود. این کانون به سرعت در شهرها و برخی روستاهای ترکمنصحرا گسترش پیدا می نماید و مردم ترکمن بسیاری از امورات اجتماعی و فرهنگی خود را از کانال این نهادهای دموکراتیک پیش می برده اند. بر خلاف معدودی از روحانیون وابسته به رژیم سابق که بلافاصله رنگ عوض کرده و در رکاب جمهوری اسلامی قرار گرفتند بسیاری از روحانیون اهل سنت منطقه ضمن حفظ معیار های مذهبی و ایده ئولوژیک خود وجود این نهادهای خود جوش را متعلق به دستاوردهای ملی ترکمنها دانسته و مستقیم و یا من غیر مستقیم به حمایت از آن می پردازند. وضعیت طوری بوده است که مجریان جکومتی به خاطر محبوبیت بی نظیر این نهادها مدت های زیادی قادر نبوده اند تا مستقیما در امورات مردم منطقه دخالت نموده و سیاستهای سرکوبگرانه خود را پیش ببرند.
بعد از تشکیل این کانون که مصادف با بازپس گیری زمینهای غضبی بوده است نهاد مردمی دیگری با نام ستاد مرکزی شوراهای ترکمنصحرا تشکیل می گردد که وظیفه آن هماهنگی و تنظیم مناسبات شوراهای دهقانی بوده است. امورات کشت و داشت زمینهای مصادره شده نیز توسط این نهاد پیش برده می شده است. قابل ذکر است که برخی از ارگانهای حکومتی همانند اداره کشاورزی و گروه هیئت 7 نفره اداره زمینهاهمکاری های نزدیکی با این ستاد داشته است. ارتباط و همکاری هایی که مستقیما تاثیرات زیادی را در تصویب قانون کشاورزی رادیکال آن دوره که به بندهای ج و د مشهور گردیده بود می داشته است.
. در جریان فعالیت ستاد مرکزی شوراهای ترکمنصحرا بسیاری از شوراهای دهقانی امور مربوط به کشت و داشت را با موفقیت پیش برده و برای اولین بار و بعد از55 سال رقیت و بندگی این دهقانان روستایی بوده اند که با حذف اربابان و غاصبان زمینهایشان دست در دست هم کشت مشترک و جمعی را پیش می برده اند.

در جریان فعالیت های کانون فرهنگی و سیاسی خلق ترکمن تحولات چشمگیری در فرهنگ و شیوه زندگی ترکمنها ایجاد می گردد. انتخاب نامهای اصیل ترکمنی که بر اساس سیاست های پنهانی هویت زدایانه خاندان پهلوی تا حد زیادی فراموش گردیده بود بار دیگرعمومیت پیدا می نماید.کافیست به نمونه نامهایی که در این دوره برای نسل نوین ترکمن انتخاب گردیده است توجه شود. به همت " کانون" کلاسهای رایگان ساز و موسیقی اصیل ترکمنی به وسعت ترکمنصحرا دایر می گردد که خود زیر بنایی می گردد برای احیا و بازسازی فرهنگ اصیل و سنتی ترکمنی. همچنین شعر خوانی و شناخت از تاریخ و ریشه ملت سرکوب شده ترکمن مجددا نضج می گیرد و دهها و صدها نوازنده و شاعر و خواننده نوینی متولد می گردند. نه تنها در نامگذاری میادین و خیابان ها و بخش های عمومی به جای کلمات تحمیلی فارسی از نامهای ترکمنی استفاده می شود و بلکه این عادت نیز بوجود می آید تا در چاپ تبلیغات و کارت های عروسی و دعوتنامه های خصوصی به حق از زبان مادری ترکمنی استفاده شود.
از دیگر پیامدهای مثبت فعالیت های آن دوران بوجود آمدن ارگان های حل اختلافات و دعاوی در کنار کانون می باشد. بسیاری از ترکمنها به جای کشیده شدن به دادگاهها و دادسراهای حکومت که همواره محل فساد اداری و رشوه خواری ویا تبعیض و پارتی بازی بوده است! مشکلات و اختلافات بین خود را با مراجعه به این ارگان حل می نمودند.

فعالیت یکساله این دو نهاد مردمی به درستی اثبات نمود که: اگر ملتی در انتخاب آینده و نحوه انتخاب زندگانی خود آزادی هایی داشته باشد خود قادر به اداره امورات معیشتی خود خواهد بود.

بدون شک فعالیت های روشنفکران جوان ترکمن که در نزدیکی و پیوند با سازمان فدایی پیش برده می شد از جمله به دلیل زیگزاگهای سیاسی و ایده ئولوژیکی سازمان فدایی با کمی ها و کاستی هایی نیز روبرو بوده است و اما در شرایطی که آلترناتیو مساعد دیگری برای فعالیت فعالین ترکمن موجود نبوده است جایی برای حسرت ها باقی نمی ماند. خطاها و یا به تعبیری ندانم کاری های این طیف جوان در مقابل آنچه که برای مردم خود انجام داده اند بمراتب اندک میباشد. بدین خاطر نیز علیرغم یورش خونین پاسداران حکومتی و سرکوب نهادهای مردمی و علنی ایجاد شده چون "کانون و ستاد" اقشار وسیعی از مردم بویژه روستائیان با تحمل سختی های بسیاری تا مدتها در کنار این نیروها به فعالیت مشغول بوده اند و از دستاوردهای جنبش ملی و دموکراتیک ترکمنصحرا دفاع نموده اند. مضاف بر این حمایت گسترده و تاریخی نیروهای مترقی ایرانی آن دوران از این حرکت ها نیز به جای خود جای ستایش بسیار دارد.


مروری بیشتر بر برخی حوادث تاریخی ترکمنصحرا

یکی از مهم ترین وقایع آن دوران بوجود آمدن تشکیلات سیاسی رزمنده ای به نام فدائیان ترکمن می باشد.
این سازمان نو ظهور نه تنها توانست اقشار جوان و روشنفکری خلق ترکمن را زیر شعاری واحدی جمع نموده و شبه جبهه ای نیرومندی را سازماندهی نماید و بلکه موفق گردید تا با تدوین کردن شعارهایی در دفاع از دهقانان و صیادان و قالیبافان و زنان و .....توده های عظیمی از مردم ترکمنصحرا را به سوی خود جلب بنماید. بنا به ابتکار این تشکیلات بود که چندین " گروه کاری" علنی بوجود می آید. از این میان : گروه کوهنوردی که ابتکار مهمی در سازماندهی جوانان داشت فعال ترین آنان بود. گروه دیگری که نقش زیادی در فعالیت ها داشت " تدارکات و تبلیغات" نام داشته است : این گروه که از پر شورترین و زبده ترین نیروی جوان ترکمن صحرای آن ایام تشکیل یافته بود و توانست در اندک مدتی با برگزاری نمایشگاه کتاب در گنبد و برخی شهرهای دیگر هزاران جلد کتاب و فیلم و نوار های کاستی پر شده از بخشی های ترکمن را به میان مردم ببرد. همچنین موفق می شود تا با نمایش دادن فیلم های مترقی آن دوران و ترتیب دادن تئاترهای مردمی پایگاه محکمی را در بین مردم منطقه ایجاد بنماید. بنا به ابتکار این گروه شرایطی بوجود می آید تا ملت ترکمن در ایران از فیلم ها و آثار هنری و فرهنگی و ادبی برادران ترکمن خود در آنسوی مرز مطلع گردیده و احساس تاریخ و ریشه مشترک بنمایند. گروه دیگری که چون بازویی توانمند در بالندگی فعالیت های آن دوران و بویژه در مردمی شدن آن تاثیر گزار بود تشکل ادبی-فرهنگی نام داشت. در راس این جمع تعدادی از مجرب ترین و دانا ترین فرهنگی کاران و نویسندگان و تئاتریست ها و هنرپیشگان ترکمن که اکثرا در دوران پهلوی مورد پیگرد واقع شده بودند قرار داشته اند که در اقدامی بی سابقه با نوشتن نمایش نامه ها و اجرای آن به شکل بسیار ساده و رایگان!! در اندک زمانی توجه طیف گسترده ای از مردم ترکمن را بسوی این حرکت ملی شکل گرفته جلب بنمایند. برنامه هایی از قبیل " شعر خوانی" و اجرای تئاتر و برنامه های سخنرانی های پر شور ادبی و هنری این گروه در واقع تاثیرات شگرفی را در بیداری ملی و فرهنگی ترکمنهای ایران داشته است.
از اشتراک و همکاری مجموعه گروهبندی های فوق جنبش توده ای عظیمی در ترکمنصحرا بوجود آمده بود که توانسته بود اقشار و طیف های مختلف ملت ترکمن در ایران آنروز را حول خواسته های واقعی و هدفمند بسیج بنماید.
مطرح گردین شعارهای مادی و واقعی از جانب سازماندهندگان این حرکت بر مردم غیر ترکمن نواحی دیگر نیز تاثیرات خود را می گذاشت و حتی بخش هایی از آنان نیز تدریجا عادت می نموده اند که بجای امید واری به شعار ها و وعده های سرخرمن خمینی و قشریون مذهبی پیرو ایشان خود بجنب و جوش افتاده و طلب حق بنمایند. واقعیتی که کماکان حاکمان جمهوری اسلامی را به وحشت می انداخت!!.

یکی از حوادث برجسته منطقه " ترکمنصحرا" چنان که اشارت رفت بوجود آمدن " کانون فرهنگی و سیاسی خلق ترکمن" بوده است. این کانون در 26 بهمن ماه در محل ساختمان کتابخانه ملی گنبد که همزمان با سقوط حکومت شاه در 22 بهمن به تصرف " فدائیان ترکمن" در آمده بود بنیانگزاری می گردد. درست بدنبال تولد این کانون بود که کانون های فرهنگی دیگری در شهرهای دیگر " ترکمنصحرا" چون بندر ترکمن و آق قلا و گمیشان و کلاله و... تشکیل می گردد و هر کدام در عرصه ای دموکراتیک و ملی به فعالیت می پردازد.
اندکی بعد از تولد کانون فرهنگی و سیاسی خلق ترکمن که رشد تزایدی هواداران جنیش ملی-دموکراتیک ترکمنان را همراه داشته است بسیاری از روستائیان ترکمن به حرکت در آمده و با حمایت این کانون شروع به باز پس گیری زمینهای خود می پردازند. در آن برهه " کانون" علاوه بر فعالیت های ملی و فرهنگی هم مبتکر ایجاد " شوراهای روستایی" بوده است و هم مشوق مصادره زمینهای غصبی!. بساری از فعالین شوراهای دهقانی که توانسته بودند با حمایت کانون زمینهای غصبی خود را باز پس بگیرند به کانون می پیوندند. می شود گفت که دهه سوم ماه بهمن 57 فشرده ترین و انبوه ترین برآیند جنبش های ملی و دموکراتیک خلق ترکمن در این برهه بوده است.
بسان دهقانان بپا خاسته ترکمنصحرا بسیاری از صنف ها و مشاغل دیگر نیز به جنب و جوش افتاده و با تشکیل دادن شوراها و اتحادیه های خود پر و بالی می شوند برای کانون!!. از این میان شورای صیادان بندر ترکمن و آشوراده و شورای قالیبافان و شورای کارگران کوره پز خانه های گنبد را می توان مثال زد.

بعلت گسترش فعالیت های شوراهای دهقانی ترکمنصحرا مجموعه فعالین آن موقع در ارتباط با بخشی از کادرهای سازمان فدایی که از تهران و استانهای مجاور و در جهت مساعدت به منطقه آمده بودند تصمیم می گیرند تا در هفته اول اسفند ماه 57 ارگان جدیدی را برای پیشبرد فعالیت های دهقانان روستایی تشکیل بدهند. بدین منظور عملا بخش دهقانی و روستایی از کانون به ارگان نوبنیادی بنام " ستاد مرکزی شوراهای ترکمنصحرا" منتقل می گردد. این ستاد توانست در اندک مدتی با طرح ایجاد " اتحادیه سراسری دهقانان ترکمنصحرا" صدها شورای روستایی منطقه را زیر پوشش خود قرار بدهد.
دو عدد داس که یک خوشه گندم را در بر می گرفت آرم این اتحادیه موفق بوده است. هم در دوران فعالیت های علنی و هم بعد از سرکوب ستاد و کانون این اتحادیه توانست با برگزاری جشن های گندم و میتینگ های سیاسی و اعتراضی سطح جنبش منطقه را بمراتب ارتقا بدهد.
هر چند ایجاد این ستاد و ادامه بازپس گیری و اداره زمینهای مصادره شده واقعیتی بدیهی بود ه است و در مسیر برآمدگی جنبش ملی-دموکراتیک قرار می گرفت و اما عمده و یا اصل گردیدن این گزینه و تعاقبا کم بها دادن به فعالیت های فرهنگی و ادبی ترکمنها به طور کلی این خطر را نیز در بر داشت که مبادا جنبش ملی و دموکراتیک شکل گرفته ملیت ترکمن توازن و موقعیت یکپارچه ملی خود را ازدست داده و صرفا در جاجوب برنامه های سراسری سازمان فدایی سوق داده شود. موضوعی که بررسی آن بویژه با اتکا به تجارب آن دوران بررسی دقیق تر و واقع بینانه تری را طلب می نماید!!. علاوه بر نهادهای فوق الذکر در فروردین ماه 58 بسان سایر مناطق ایران سازمان جوانان پیشگام ترکمنصحرا تشکیل می گردد که دفاتری در گنبد و بندرترکمن و آق قلا و....داشته است و صدها هسته دانش آموزی و جوان در منطقه را زیر پوشش خود قرار می داد. همچنین در جوار کانون فرهنگی وسیاسی خلق ترکمن نیز تعدادی کانونهای دیگری چون کانون زنان و کانون هنری و کانون مهندسین و....بوجود آمده بود که هرکدام در صنف خاصی فعالیت می کرده است.
ت.آتابای
ادامه دارد

2 Comments:

At ۲۶/۱۲/۸۶ ۱۳:۱۲, Anonymous ناشناس said...

لبااااقلدرذ ادلتنعغئلب

 
At ۲۶/۱۲/۸۶ ۱۳:۱۳, Anonymous ناشناس said...

مذمحل بلج خیخححبخ خبخخن خبرسحس تینیسکئ

 

ارسال یک نظر

<< Home